خطای دید عجیب ..... !
اگر تا بحال سردرد نگرفته باشید! حتماً دایره هایی وابسته به هم و دوار را مشاهده کردید.این که شما دایره ها را به هم مرتبط دیده اید، خطای دید شماست .........
کیف مدرسه را گوشه ای پرت کرد و به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود، رفت ...
وارد مغازه شد با ذوق گفت : ببخشید یه کمربند می خواستم ... آخه فردا تولد بابامه
- به به . مبارک باشه . چه جوری باشه ؟ چرم یا معمولی ، مشکی یا قهوه ای ،
پسرک چند لحظه به فکر فرو رفت .
بعد به آرومی گفت : فرقی نداره . فقط ... ، فقط دردش کم باشه !!!!!!
فرض کن حضرت مهدی (عج) به تو مهمان گردد ...
ادامه مطلب ...
امام صادق (عليه السلام) گناهان كبيره اى را كه در قرآن آمده بيان نمودند:
1- بزرگترين گناهان كبيره ، شرك به خدا است
.... ادامه مطلب
امروز صبح که از خواب بیدار شدی هرچند كه آفتاب خيلي وقت زود تراز تو به من سلام كرده بود!!!،
نگاهت می کردم،
امیدوار بودم که با من حرف بزنی...
هرچند دیرشده بود ...
ولی منتظر بودم سلامم کنی ...
ادامه مطلب را حتماً بخوانید .....
التماس دعا
....................... ادامه مطلب
بعضی از آدمها مثل یه آپارتمان هستند، مُبله، شیک، راحت اما ........ (ادامه مطلب)
سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید...
شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟
پاسخ:(ادامه مطلب)
خداییش ، من تا سوم دبستان فکر می کردم ما خیلی پولداریم که به جای یه مسواک چار، پنج تا مسواک داریم و هر شب با هر کدوم دلمون خواست می تونیم مسواک بزنیم.......!
( برای خوندن یه عالمه مطلب جالب - به ادامه مطلب مراجعه کنید )
بچه اصفهانیه به باباش می گه :
بابا چرا مام مثلی بقیه مردوم سواری کشتی نیمی شیم ؟!!
باباش می گه : حرف نزِن بچه ، شنا دا بوکون . 2 ساعت دیگه می رسیم به جزیره
يكي از مهمترين نكاتي كه بايد هنگام نصيحت كردن دقت شود ؛ موقعيت شناسي است
خداوند مي فرمايد : إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنيه [بقره 133]
ادامه مطلب ...
ادامه مطلب
- یه بار یه دویستی دادم به گدائه، گدائه .....
گفت: خدای نکرده یه وقت لازمت نشه؟!رفتم تو دکه روزنامه بخرم ...
یه زنه اومدس میگد آقا ببخشید آدامسی موزی دارید؟
مرده یه آدامس موزی بهش داده ،
زنه میگد - نه یه طعم دیگشو میخواسم !
|
بدن انسان از 27 ميليارد سلول درست شده است.
|
تو همين مدت کوتــــــــــاه خيلي اتفاقي؛
ماشينت خراب ميشه ...
دندون درد ميگيري ...
قبض برق و گاز خونــــه مياد...
همراه اول اس ام اس ميزنـــــــه قبض موبايل اومده...
شارژ اینترنتت تموم ميشه ...
به 2 تا جشن تولد دعوت ميشي ...
دوستاتم يهو دلشون واست تنگ ميشه ميخوان بيان پيشت ...
با تشکر از زندگي ...!
به زنش میگه : زن ، یُخته آب بییار بیریزیم توش ، خیلی غِلیظس !!
یه اصفهانی یك خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هركدام یك دانه داد.
بچه ها گفتند: بابا جان چرا یك دانه؟
مرد جواب داد: عزیزم ! بقیه شم همین مزه را می دد...
یه اصفهانی به رفیقش :
دلم میخواست الان پیشم بودی
میرفتیم چن تا هندونه می خریدیم
دوتایی اینقد هندونه می خوردیم که شاشمون بیگیرد !
اونوقت دوتایی میشاشیدیم به این رفاقت که نه یه زنگ میزنی نه اس ام اس میدی !
ديشب که خوب مي خوردين
اين چي چيس آوردين ؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گروه بانوان در مراسم پاتختي در هنگام باز کردن کادو...!
مرد اصفهانی به راننده تاکسی : چند میسونی ما را ببری لبی آب ؟
راننده : شوما و خانوم ۱۵۰۰ - بچام مجانی ...
مرد : پس بی زحمت شوما بچا را ببر - من و خانومم پیاده میاییم ...
مامانم امروز با چشمای اشک آلود اومدس طرفم او می گد:
پسرم تو رو به جوونیت قسم،
تو رو به روح پدر مرحومم قسم،
تو رو به شیر خودم قسم،
دیگه قاشق تو این ظرفای تفلونِ من نزن!
روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند ، در جواب گفت :
اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک می دهیم 1
اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک می گذاریم : 10
اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک می گذاریم : 100
اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک می گذاریم : 1000
ولی اگر زمانی عدد 1 رفت ( اخلاق )؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند ، 000
صفر به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد ........
|
یکی از خاصان خلیفه از مسیری رد می شد.بهلول بی هوا تنه ای به او زد. آن فرد برآشفت و گفت:می دانی من کی هستم؟ بهلول گفت:بله خوب میدانم.چون قبلا هم تو را دیده ام! پرسید:درکجا؟ بهلول گفت : در تیمارستان ! آن شخص فریاد زد که:دیوانه!من در بارگاه خلیفه هستم و از خاصان درگاه اویم. بهلول گفت:من هم همین را گفتم!! |
اعتراف می کنم معلم دوم دبستانمون می گفت: املاها رو خودتون بنویسید ، من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده...
از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام که امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!
اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم ، کارتون فوتبالیستها رو نشون می داد ، منم که بدون استثنا عاشق تک تک فوتبالیستای تو کارتون بودم ، می رفتم لباسمو عوض می کردم ، یه لباس خوشگل و شیک می پوشیدم، که وقتی تو دوربین نگاه می کنن ، منو ببینن و باهام دوست بشن!
اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون...
ادامه مطلب........
( ادامه مطلب )