هیزم شکن و تبر

 هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری مشغول کار شد .حقوق و مزایا و شرایط کاری بسیار خوبی داشت به همین خاطر او تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد .

روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد . رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد .تشویق رئیس انگیزه ای شد تا او تلاشش را بیشتر کند .( قابل توجه .... ! )

روز بعد بیشتر تلاش کرد ولی فقط توانست 15 درخت را قطع کند !

روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ، ولی فقط 10 درخت را قطع کرد !

هر روز که می گذشت تعداد درختانی که قطع می کرد کمتر وکمتر می شد !

پیش خود فکر کرد بنیه اش کم شده است .

پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی ، گفت :

خودم هم از این جریان سر در نمی آورم !

رئیس پرسید : آخرین باری که تبرت را تیز کردی ، کی بود ؟

هیزم شکن گفت : تیز کردن ؟! من فرصتی برای تیز کردن نداشتم ، تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم ..... !

شما چطور ؟ آخرین باری که تبرتان را تیز کردید ، کی بود ؟

یادمان باشد که ارتباط با خدا و ائمه اطهار ، وقت گذاشتن برای خانواده و بستگان ، دیدار دوستان و ...... نمونه هایی از تیز کردن تبرمان است !

« کار کردیم برای خوردن و خوردیم برای کار کردن » همین ...... !